یحیی رحیمی
توضیحات
یحیی رحیمی سراب شهرکی در تاریخ ۹ آذر ۱۳۷۰ در شهر سنندج، استان کردستان، به دنیا آمد. او که فرزند یک خانواده کشاورز و اهل سنت بود، تا سوم راهنمایی تحصیل کرد و سپس از سال ۱۳۹۵ به شغل کاشیکاری مشغول شد.
یحیی رحیمی برای اعتراض مسالمتآمیز، در حال بوق زدن پشت ماشینش بود که یکی از ماموران از «فاصله نزدیک» به سرش شلیک کرد. کشتن یحیی از جمله رویدادهای تکاندهنده اعتراضهای ایران بود که از زمان کشته شدن مهسا امینی، بنیانهای حکومت دینی ایران را هدف گرفته بود.
او کاشیکار ساختمان بود. ۳۱ سال داشت. و یک سال از ازدواجش میگذشت. در روز ۱۶ مهرماه، وسایل کاشیکاریاش را درون ماشینش گذاشت تا سرکار برود. یکی از نزدیکان خانواده یحیی که امکان افشای نامش وجود ندارد، در مصاحبه با بیبیسی فارسی، درباره این روز میگوید:
«همسرش بهش زنگ زد و پرسید کی برای ناهار میره خونه. یحیی میگه تا یه ساعت دیگه میرسه. مردم داشتن توی خیابون با ماشین بوق میزدن و اعتراض میکردن. یحیی هم بوق میزنه. از فاصله نزدیک به سرش شلیک کردن. شقیقهش شکافته شده بود.»
تصاویر پیکر بیجان یحیی پشت فرمان ماشینش خیلی زود در رسانههای اجتماعی منتشر شد؛ تصاویری که همراه با ناباوری، به خشم گستردهای در سراسر کشور دامن زد. بوق زدن با خودرو یکی از مسالمتجویانهترین شکل اعتراض مخالفان در ایران است و کمتر کسی انتظار داشت که حتی چنین اعتراضی نیز با گلوله ماموران جمهوری اسلامی روبهرو شود.

منبع مطلع از وقایع آن روز به بیبیسی فارسی میگوید: «یکی از شاهدها بعدا اومد دیدن خانواده یحیی. گفت همه داشتن بوق میزدن. فقط به یحیی شلیک کردن. ماشینش هنوز بعد از یک سال توی پارکینگ نیروی انتظامیه. کسی دلش نمیاد بره ماشین رو بگیره.»
یحیی بر خلاف بسیاری معترضان دیگر که برای شرکت در تظاهرات از خانه خارج شده بودند، در مسیر کارش هدف گلوله ماموران قرار گرفت. و به همین دلیل هم خانواده او دلیلی برای نگرانی از وضعیت سلامتش نداشتند.
اما چنانکه منبع نزدیک به خانواده میگوید، وقتی تصاویر پیکر گلوله خورده یحیی در شبکههای اجتماعی منتشر شد، آنها فهمیدند که یحیی را از دست دادهاند:
«برادر یحیی از اینستاگرام بیبیسی فارسی فهمید که یحیی کشته شده. از قفل سمت راست ماشین که شکسته بود، ماشین یحیی رو شناخت. برادرهاش بلافاصله رفتن همه بیمارستانها و کلانتریها رو گشتن. مامورها تهدیدشون کردن که برن خونه وگرنه بهشون شلیک میکنن. اطلاعات سپاه همه دوربینهای محل کشته شدن یحیی رو جمع کرد. مغازهدارها رو تهدید کردن که اگه جونشون رو دوست دارن فیلمی از اون روز بیرون ندن و به کسی حرفی نزنن.»
در واقع خانواده یحیی نیز مانند دیگر خانوادههای کشتهشدگان با فشارهای بسیار از سوی ماموران امنیتی روبهرو شدند. یک روند تکراری که برای بسیاری از خانوادههای کشتهشدگان دیده شد، تلاش ویژه ماموران برای مختل کردن مراسم خاکسپاری و گرامیداشتن یاد کسانی بوده که کشته شدند. خانواده یحیی هم با وضعیت مشابهی روبهرو شدند:
«اداره اطلاعات به پدر یحیی زنگ زد و گفتن برای تحویل جنازه باید تنهایی بره. پدرش خواست با پسرهاش بره ولی قبول نکردن. درنهایت گفت چون بیسواده دامادش رو با خودش میبره. دامادشون رو تهدید کردن و توی اتاق راه ندادن. یه عالمه پرونده و کاغذ جلوی پدر یحیی گذاشتن که امضا کنه و مهر بزنه. پدر یحیی گفته نمیدونه چی بود ولی امضا کرده که فقط بتونه یحیی رو بغل کنه و پیکرش رو ببره به خاک بسپره.»
خانواده یحیی رحیمی تصمیم گرفتند که او را در روستای آبا و اجدادیشان دفن کنند. اما ماموران اجازه چنین کاری را به آنها ندادند و گفتند که یحیی باید در «آرامستان بهشت محمدی» (گورستان شهر سنندج) به خاک سپرده شود.
اطلاعات شخصی
جنسیت
مرد
تاریخ تولد (هجری)
1370/10/9
تاریخ تولد (میلادی)
12/30/1991
اطلاعات حادثه
تاریخ حادثه (میلادی)
۱۴۰۱/۷/۱۶
اطلاعات آرامگاه
شهر
سنندج
تصاویر


